265

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
 

دیشب همسری ازم خواست که تا نونوایی باهاش همراهی کنم. البته فهمیدم که داره خرم میکنه

و میخواد باهاش برم پیاده روی 

راستش ماجرا از این قراره که همسری وقتی میخواد بره پیاده روی بهم میگه باهاش برم و من به

دو دلیل کاملا منطقی خیلی به ندرت همپاش میشم. اول این که اون تندتر از من راه میره و من اگه

بخوام مثل اون راه برم دقیقا میشم مثل بچه ای که دنبالش هروله میکنم و همون بیست دقیقه اول

کم میارم . دوم این که اگه اون بخواد به دل من راه بره خسته میشه الکی و به نتیجه مطلوبش

نمیرسه. واسه همین بهش گفتم که پیاده رویهاش رو تنهایی بره و من فقط موقع ماشین سواری

همراهیش میکنم که تنها نباشه  

برگردیم به ماجرای دیشب ..... 

بعد درخواست های مکرر همسری و به علت رقت قلــــــــــــــــبی فراوونم قبول کردم فقط تا

نونوایی محل باهاش همراهی کنم. تهدیدم کردم اگه هوس پیاده روی معمول به سرش بزنه من

برمیگردم خونه  . با هم رفتیم تا نونوایی و در کمال تعجب مشاهده نمودیم که نانوایان محترم

هنوز دقایقی از ساعت ۸ نگذشته نونوایی رو تعطیل کردن و رفتن.  همسری گفت :میای بریم

تا سنگکی خیابون پایینی؟ منم که تازه داشتم از خنکی هوا لذت میبردم قبول کردم.اونجا که رسیدیم

 با دیدن صف طویل منتظران خودم به همسری پیشنهاد دادم بریم نونوایی دیگه. تو مسیر آقا رفته

بود رو دور تند ..... یهو گفتم: آروم ..... خب پام درد گرفت. با تندی گفت : خودت گفتی بریم

اونجا. اگه میخوای غر بزنی برگردیم. گفتم: خودم گفتم ،حالا هم دلم میخواد نق بزنم. اصن آدم یه

وقتایی همش دوس داره نق بزنه و غرغر کنه. روحم شاد میشه. مشکلیه؟؟؟؟؟؟؟؟ 

طلفکی دیگه جوابی نداد . فک کنم تا حالا تو زندگی مشترک اینقدر قانع نشده بود

 

پ ن ۱:

حالا دلتون واسش نسوزه. چون دیدم دلیل قاطعم رو قبول کرد،منم دخمل خوبی شدم دیگه نق نزدم .

بگذریم که نونوایی بعدی هم اینقده شلوغ بود که اصلا از خیر نون خریدن گذشتیم. نمیدونم ملت

چرا دیشب اینقده گرسنه شده بودن 

پ ن ۲:

البته به خاطر این فداکاری که به خرج دادیم و از خیر نون خریدن به نفع همشهری های عزیز

گذشتیم ،تو یکی از سوپری های مسیر با کمال تعجب نان گرمی که به گفته خود فروشنده تازه

همین نیم ساعت پیش واسش آورده بودن رو یافتیم و خریداری نمودیم. دقیقا شده بودیم مصداق

ضرب المثل تنبل نرو به سایه ، سایه خودش می آیه  اصنشم تنبل خودتونین . این جایزه ی

فداکاریمون بود [آیکون یک عدد آدم خوددرگیر]

 


http://muharram92.com
تی شرت محرم

نویسنده : ehsan بازدید : 15 تاريخ : سه شنبه 30 مهر 1392 ساعت: 12:58
برچسب‌ها :